scent written
تنهایی روزی به سر میرسد
اینجا شخص خیلی عجیب غریب و فوق العاده ای نمی نگارد
نه میلیاردره نه مشهور 
اون فقط داره زندگی میکنه!
*
نگاهم، تگرگ
چه اکسیژنی پلک‌های تو دارد
در این سنگ قبری که افتاده بر سینه من
چه آهنگ‌هایی
در این قصر آهن!
به تماشای چه می‌آیی تو؟
نه ازین گنگ‌تر آوازی هست
نه گره کورتر از این که منم
*
گذر زمان رو میشه از روی تغییر حالمون درک کرد...